سلام

مطلب پیش رو را به نقل از پایگاه  khamenei.ir ،‌خدمتتون تقدیم می کنم که:

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی در دیدار روحانیون مشهد در تاریخ ۱۳۶۹.۱.۴ فرمودند:
 
هر کسی که به خط انقلاب و اسلام ناب محمّدی (صلّی‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم) نزدیکتر است، به ضربات و حملات و تهمتها و هوچیگریها و سوءقصدها و بدجنسیها و موذیگریهای جناح استکبار هم نزدیکتر است. با هر آخوندی بد نیستند؛ با بعضی از آخوندها خیلی هم خوبند؛ همچنان‌که در دستگاه سلطنت هم همین‌طور بود. آن دستگاهی که می‌خواست ریشه‌ی روحانیت را بکند، خاطر بعضی از آخوندها را هم می‌خواست! به آخوندهای درباری پول می‌داد و به آنها سفارش می‌کرد که عمامه‌تان را یک مقدار بزرگتر و ریشتان را هم یک مقدار بلندتر کنید! اینها را دیده بودیم، ما از اینها خبر داریم. رژیم طاغوت، خاطر این‌گونه روحانیون را هم می‌خواست و با آنها ملاقات هم می‌کرد.
 
البته چون ذات آن دستگاه، ذات متکبر و خبیث و رذلی بود، محبت و نوکریِ آن علما را، آن‌چنان‌که باید و شاید هم قدردانی نمی‌کرد. همانهایی که نوکر آن دستگاه بودند، به مردم و به بقیه‌ی روحانیون، زبانشان دراز بود و زور می‌گفتند؛ اما به خود دستگاه نه! خود آن رأس طغیان و نوکران رده‌ی بالایش، تحقیر و بی‌محلی و بی‌احترامیشان هم می‌کردند. می‌دیدند که اینها چه‌قدر پَستند! این را هم ما اطلاع داشتیم.



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 | 12:43 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

دردناک‌ترین عکس جهان

کودکی فلسطینی درحالی‌که برادر خردسالش را در آغوش کشیده در بمباران هوایی رژیم صهیونیستی به غزه به شهادت رسیده‌اند.

به گزارش قدس آنلاین به نقل از ابنا ـ در روز پنجم تجاوز رژیم صهیونیستی به نوار غزه تعداد شهدای فلسطینی به ۱۰۱ شهید و مجروحان به ۷۰۰ زخمی افزایش یافته است.

آمار‌ها نشان می‌دهد یک چهارم کشته‌ها در نوار غزه کودک هستند. در میان زخمی‌ها این رقم حتی بیشتر است و اکثریت ششصد زخمی، زن و کودک هستند.

بنا به گزارش پایگاه خبری روزنامه الاخبار لبنان، ۲۲ کودک زیر ۱۶ ساله در میان شهدای فلسطینی مشاهده می‌شود.

شایان ذکر است حقوقدانان و پزشکان فلسطینی، رژیم صهیونیستی را در تهاجم به نوار غزه، به استفاده از سلاح ممنوعه نیز متهم کرده اند. «اشرف قدرت» سخنگوی وزارت بهداشت در غزه به خبرگزاری آناتولی گفت: بسیاری از شهدایی که به بیمارستان‌های نوار غزه منتقل شده‌اند اجسادشان کاملا سوخته و یا از هم پاشیده شده بود. این اتفاق نشان می‌دهد سلاحی که اشغالگران استفاده می‌کنند سلاح مرگباری است که اجساد قربانیان را متلاشی می‌کند. معاینات اولیه مجروحان این حوادث نیز این نظریه را تایید می‌کند.

اما دردناک ترین و دلخراش ترین عکسی که از شهدا و زخمی‌های حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه در این روزها منتشر شده است، یک نوجوان فلسطینی را نشان می دهد که درحالی‌که برادر خردسالش را در آغوش کشیده، هردو در بمباران هوایی شبانه رژیم صهیونیستی به غزه به شهادت رسیده‌اند.

شاید این نوجوان مظلوم، برادرش را در آغوش گرفته بوده تا او از صدای هواپیماها و بمب های اسرائیلی ها نترسد؛ اما ناگهان ...

 ... خوشا آنان که اینک در جوار رحمت الهی، بی ترس و با امنیت آرمیده اند، و چه عاقبتی خواهند داشت مهاجمان ددمنش اسرائیلی و سران مزدور عرب ... وسیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون.



تاريخ : شنبه بیست و یکم تیر 1393 | 10:28 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

قوت غالب امام علي(ع) نان و نمك

آیاصحت دارد كه قوت غالب امام علي(ع) نان و نمك بوده؟ اما امروزه نمك را بسيار مضر مي دانند كه با علم مولا سنخيت ندارد.

پاسخ: با سلام. در منابع چنين آمده است كه در اواخر عمر غذاي ايشان بسيار ساده و گاه نان و نمك تنها چيزهايي بودند كه غذاي ايشان را تشكيل مي دادند. اما در مورد نمك به مطالب زير توجه فرماييد:
نمك مانند آب يك ركن از 3 ركن اصلي تشيكل دهندة كرة زمين، جسم انسان و شير مادر است. امروزه دو نوع نمك در دسترس مردم است:
1. نمك موجود در بازار (كلرور سديم)،
2. نمكي كه از گذشتة دور «نمك طعام» خوانده شده و در فرهنگ ايراني و اسلامي ما جايگاه ويژه‌اي داشته است.
از نمك در طول تاريخ همواره به نيكي ياد شده است و اگر امروزه بحث‌هاي ضدّ و نقيضي كه در مورد نمك گفته مي‌شود مرتبط به نوع اوّل، نمك موجود در بازار است.
براساس يك پروژة تحقيقاتي كه بر روي برخي نمك‌ها در «دانشگاه تهران» انجام گرفته است، چنين نتيجه‌گيري مي‌شود كه براساس انجام يك سري تغييرات در ماهيّت نمك، تأثيرات مثبت نمك به علّت دستكاري كاملاً منفي گشته و زيان‌آور مي‌شود. براي مثال همان‌گونه كه مي‌دانيم نمك در طول تاريخ، عامل اُفت فشار بوده است، امّا امروزه بعد از اينكه نمك به نام تصفيه، داخل كارخانه نمك مي‌شود، فشار خون را بالا مي‌برد كه علّت اصلي آن، خارج كردن برخي عناصر بسيار مهم و كليدي در نمك است. برخي موارد اين تحقيق در كتاب همكاران محترم فوق تخصص قلب به نام «بِران والد» ويرايش هشتم، صفحة 1114 چنين آمده است: وجود منيزيم (mg)، كلسيم (Ca) و پتاسيم (k) به اندازة كافي در غذاي مصرفي، عامل كاهش خون به مقدار 6/4 ميلي‌متر جيوه در افراد فشار خوني و مقدار 5/2 ميلي‌متر جيوه در انسان‌هاي عادّي است و مهم‌تـرين اين عناصر منيزيم (mg) است كه مقدار آن در غذاي مصرفي روزانه به حدّي كم است كه قابل ذكر نيست، امّا در نمك طعام به وفور يافت مي‌شود.
رسول خدا(ص) فرمودند: «مَثَل من به اصحابم مانند مَثَل نمك به غذاست. همان طوري كه امّت من» جز به واسطة من اصلاح نمي‌شوند غذا نيز بدون نمك اصلاح نمي‌پذيرد. از ديدگاه رسول خدا(ص) نمك، اصلاح كنندة غذاست و اگر در غذا ريخته نشود، آن غذا صالح نشده و فاسد است. حضرت در حديث ديگري مي‌فرمايند: «هركس قبل و بعد از هرچيز نمك بخورد خداوند سيصد و سي نوع بلا را كه كمترينش جذام است از او برمي‌دارد.»1
طبيعت نمك گرم و خشك است (به درجة سوم اوّل و سوم اوّل يا 7+ ، 7-) و عدم مصرف آن سردي و تري را به بدن و خصوصاً مغز حاكم مي‌كند و به دنبال آن علاوه بر بسياري از بيماري‌هاي جسمي كه به دليل سردي و تري به بدن غلبه مي‌كند بيماري‌هاي رواني مثل افسردگي و بي‌انگيزگي را بر فرد مسلّط مي‌كند. طبق آمار در جوامعي كه مصرف نمك در آنها خيلي كم است مثل «ژاپن»، به رغم برخورداري از سطح رفاهي مناسب آمار خودكشي بالاست.
نمك از نظر منابع طبّ سنتي، برطرف كنندة بلغم، سودا و صفراست. خشك كننده و دفع كنندة رطوبت و بازكنندة انسداد است. اصلاح كنندة غذاي سرد و نيكو كنندة طعم غذا، سبزي‌ و گوشت است و باعث شفافّيت پوست صورت شده، اشتها‌ آور مي‌باشد.
در تحقيقي كه در دانشگاه تهران انجام شد نمك تصفيه نشده و دستكاري نشده يعني «نمك دريا» (مانند نمك درياچة اروميه) حاوي اكثر ريز مغذّي‌هاي لازم بدن از جمله روي، يد، كلسيم، منيزيم و پتاسيم است. (در آخرين ويرايش‌هاي كتاب‌هاي مرجع بيماري‌هاي قلب و عروق جهت كنترل بهتر فشار خون به بيمار توصيه مي‌شود رژيم حاوي كلسيم، منيزيم، پتاسيم فراوان مصرف نمايند و اين در حالي است كه نمك طعام علاوه بر «Na» و «Cl» اين عناصر را داراست. مصرف كافي كلسيم، منيزيم و پتاسيم در افرادي كه فشار خون ندارند 1 تا 5/2 ميلي‌متر جيوه و در افراد با فشار خون بالا 5/2 تا 4/4 ميلي‌متر جيوه فشار خون را كاهش مي‌دهد.2
متأسفانه امروزه نمك موجود در طبيعت را به اسم تصفيه به تركيب كلر و سديم تبديل كرده و به آن يد اضافه مي‌كنند و در واقع عناصر ارزشمند كلسيم، منيزيم و پتاسيم و روي را از آن جدا مي‌كنند كه قطعاً چنين تركيبي جاي نمك طعام را نمي‌گيرد، بلكه مصرف آن آسيب‌رسان نيز خواهد بود. خصوصاً اينكه منيزيم آن را به صفر تقليل مي‌دهند. جالب است بدانيد كه دو عنصر پتاسيم و منيزيم از عناصر اصلي‌اي هستند كه بدن به آنها احتياج بسيار دارد. در مورد اثرات پتاسيم در بدن مي‌توان موارد زير را بيان كرد:
1. پتاسيم كمك مي‌كند تا غذاي جذب شده به داخل سلول‌هاي بدن برود و مواد زائد از سلول‌ها خارج شود؛ 2. پتاسيم به انتقال پيام عصبي از سلولي به سلول ديگر كمك مي‌كند؛ 3. پتاسيم با كمك سديم، تعادل اسيدي و بازي را برقرار مي‌كند؛ 4. پتاسيم با همكاري فسفر، اكسيژن را به مغز مي‌رساند؛ 5. پتاسيم با همكاري كلسيم رابطة عصب و ماهيچه را تنظيم مي‌كند.
كمبود پتاسيم نيز عامل بروز مشكلات زير در بدن است: سكتة مغزي، مشكلات كلّيه، ناباروري، ضعف عمومي، بالا رفتن فشار خون و بالا رفتن ميزان سديم بدن. كمبود منيزيم نيز مشكلات بسياري در بدن ايجاد مي‌كند از جمله: آسم، بي‌اشتهايي، برخي سردردهاي ميگرني، كندي رشد، تغييرات در نوار قلب، مشكلات نوروموسكولار (ماهيچه‌اي عصبي)، تشنّج، افسردگي، ضعف عضلاني، چوب شدن ماهيچه‌ها، رعشه، سرگيجه و ... .
كمبود منگنز (mg) نيز عامل بروز مشكلات زير است: كري، آسم، نرمي غضروفي، اختلال در رشد به علّت سوء تغذيه در غضروف، دررفتگي رباط، بيماري فكّ جابه‌جا شده (tmj)، حركات تكراري غير ارادي، كارپال تونل سيندرم يا به اصطلاح امروزي چسبندگي در ناحية مچ دست‌ها، تشنّج، ناباروري به علّت عدم تخمك‌گذاري در خانم‌ها و عدم ساخت اسپرم در مردها، كاهش قوة باء در هر دو جنس، كوتاه شدن استخوان‌هاي بلند ساق و بازو.
يد نيز كه از عناصر مهم و كليدي در كاركرد غدّة تيروئيد است به صورت تركيبات يدور يا يديد و يدات در نمك دريا وجود دارد و بدن به اندازة نياز از يد جذب كرده و مازاد آن دفع مي‌شود. نمك‌هايي كه به روش صنعي يددار مي‌شوند بايد در ظروف دربسته نگهداري شوند تا يد آن در محيط آزاد نشود و اين در حالي است كه بهترين روش نگهداري نمك دريا كه حاوي يد نيز هست قرار دادن آن در كيسه‌هاي كتاني و يا محفظة چوبي است كه هواي آزاد به آن برسد تا ارزش غذايي آن به طور كامل حفظ شود. در نتيجه عدم مصرف نمك طعام به اندازة كافي مي‌تواند منجر به اين بيماري‌ها شود:
آسم، بي‌اشتهايي، برخي سردردهاي ميگرني، كندي رشد، تغييرات در نوار قلبي، مشكلات ماهيچه‌اي عصبي، تشنّج، افسردگي، ضعف عضلاني، اسپاسم عضلاني، رعشه، سرگيجه، حركت پرش مادرزادي، نرمي غضروفي (Chondromalasia)، اختلال در رشد به دنبال اختلالات غضروفي (Chodrodystroply)، در رفتگي رباط‌ها، بيماري‌هاي فك، حركات تكراري غير ارادي (تيك‌هاي عصبي)، سندروم تونل كارپال (CTS) يا چسبندگي در ناحية مچ دست‌ها، ناباروري به علّت تخمك‌گذاري ضعيف در زنان و اسپرم‌سازي ضعيف در مردان، كاهش قوّة جنسي، كوتاه شدن استخوان‌هاي بلند ساق و بازو كه منجر به كوتاهي قد مي‌شود.
از نمك طعام مي‌توان براي ضدّعفوني كردن سبزي، كاهو و ميوه استفاده كرد. از ديگر موارد استفادة نمك مي‌توان در موادّ غذايي مانند تخم‌مرغ، خنثي‌سازي اثرات منفي بلغم در غذا را نام برد. همچنين استنشاق روزانة محلول آب جوشيدة سرد شده و نمك طعام از بسياري از عفونت‌هاي گوش، حلق، بيني و سينوزيت جلوگيري مي‌كند.
در هر گرم بزاق دهان انسان حدّاقل يكصدهزار ميكروب وجود دارد؛ خصوصاً ميكروب‌هايي كه معده را آزرده مي‌كنند كه مصرف نمك طعام قبل از خوردن هرچيز باعث كاهش اين ميكروب‌ها مي‌شود. همچنين مزمزه كردن نمك قبل از غذا باعث ترشّح بزاق شده، حفرة دهان را براي جويدن و هضم بهتر غذا آماده مي‌كند.
توصيه به مصرف نمك بعد از غذا نيز از معجزات كلام رسول خداست. چهار مزة اصلي غذاها، شوري، تلخي، ترشي و شيريني است. مصرف غذاهاي ترش و شيرين و تلخ به دليل ايجاد تغييرات شيميايي در حفرة دهان و دندان‌ها از عوامل فساد دندان‌ها هستند. نمك كه از نظر شيميايي PH خنثي (بافري) دارد، مي‌تواند اثر اسيدي و قليايي غذاهاي شيرين و ترش را خنثي كرده و با غلبه بر هر نوع مزة ديگر از پوسيدگي دندان جلوگيري كند. توصيه مي‌شود بعد از خوردن هرچيزي حتماً مقدار كمي نمك (همان‌قدر كه بين انگشت سبابه و شصت قرار مي‌گيرد) ميل كنيد.
از نمك طعام براي ضدّعفوني كردن سبزيجات، ميوه‌ها و كاهو استفاده مي‌شده است. همچنين از نمك به عنوان نرم كنندة لباس و پرز گيرنده، مي‌توان به روش زير استفاده كرد: براي از بين بردن الكتريسيته ساكن لباس‌ها، بعد از شست‌و‌شو، آنها را در آب نمك بخوابانيد.
نمك مناطق اقليم‌هاي جغرافيايي مختلف، خواصّ متفاوتي دارد و مخلوط كردن آنها كار مفيدي است كه مردم از ديرباز اين كار را انجام مي‌دادند و در مسافرت‌ها، نمك شهر و ديار خودشان را به عنوان سوغات هديه مي‌كردند. آن سنگي كه از ديرباز هم‌چنان در زبان عاميانه مردم به عنوان حدّاقل سوغات باقي مانده است، «سنگ نمك» است.
در ايران، نمك‌ «آران كاشان»، «درياچة قم»، «فردوس مشهد» و چشمه‌هاي «طالقان» و «الموت» از بهترين انواع نمك طعام است كه مخلوط آنها حاوي بسياري از ريز مغذّي‌هاي ضروري بدن است.
به عنوان نكتة دل‌نشين آخر يادمان باشد كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) اكثر اوقات نان و نمك ميل مي‌فرمودند و نمك را در جايگاه يك خورش كامل قرار مي‌دادند.
امام باقر(ع) مي‌فرمايند: «اگر مردم مي‌دانستند كه در نمك چه خواصّي هست خود را جز با آن مداوا نمي‌كردند.»
رسول خدا(ص) فرمودند: «هركس قبل و بعد از هر چيز نمك بخورد خداوند سيصد و سي‌ نوع بلا را كه كمترينش جذام است از او بر مي‌دارد.»
حضرت علي(ع) نيز مي‌فرمايد: «هركس غذا را با نمك آغاز كند هفتاد درد و دردهاي بسيار ديگري كه كسي جز خداوند آنها را نمي‌داند از وي دور مي‌نمايد.» «اگر در سفره‌اي نمك طعام نباشد، ملائكه حاضر نمي‌شوند، صحّت بدن وجود ندارد و سفره بركت نخواهد داشت.»
امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «هركس بر نخستين لقمه از غذاي خود، نمك بپاشد كك و مك صورت او از ميان مي‌رود.»
اكنون چند اصطلاح را در فرهنگ خودمان بازبيني كنيم:
نمك‌شناسي: كسي كه الطاف يا لطف بندة خدا را قدرشناس نباشد؛ چنين فردي با افرادي كه در مورد نمك آشنايي ندارد، مقايسه و گفته مي‌شود: فلاني «نمك‌نشناس» است.
نمك‌گير شدن: يعني آن‌قدر هدية نمك ارزش والايي در فرهنگ ما داشته است كه هرگونه هديه‌اي هر چه بزرگ با نمك مقايسه شده يا هر نوع خوراكي كه به فردي تعارف شود با نمك‌گير شدن مقايسه مي‌شود: نمك پروردة شما هستم، نمك خوردي نمك‌دان را شكستي يا نمك او را خورده‌ام و نمي‌توانم به او خيانت كنم.
بايد در جامعه كاري كنيم كه مردم از همة نقاط كشور نمك داشته باشند و مخلوط كنند و بخورند. در گذشته اگر كسي از شهري به شهر ديگر براي مهماني مي‌رفته مثلاً از «چهارمحال بختياري» به طالقان مي‌رفته است، حتماً بايد نمك شهر خود را براي ميزبان مي‌برد. چنانچه به محض ورود ميزبان به دست مهمان نگاه مي‌كرد كه اگر نمكي به همراه نداشته به شوخي هم كه شده مي‌گفت: بشكند دستي كه نمك ندارد.
نمك خوب چيست؟
هر نمكي كه به طور سنّتي در سراسر كشور تسويّه و تهيّه مي‌شود خوب است؛ يعني همان نمكي كه براي يكديگر هديه مي‌بردند. هنوز هم هستند كساني كه اين كار را مي‌كنند و اگر غفلت كنيم آنها هم مثل بقيه موارد دانش، اين علم را با خود مي‌برند و ما بايد هزينة سنگين برايش بپردازيم.
نمك سالم بايد حاوي يد باشد كه به دو شكل مي‌تواند وجود داشته باشد:
1. يُدر= يديد 2. يدات
اغلب كشورها به دلايلي كه از حوصلة اين مقاله خارج است از يدات استفاده مي‌كنند. واحد اندازه‌گيري يد (PPM) مي‌باشد كه بهترين دُز يا مقدار آن زماني است كه كمتر از 2 واحد (PPM) باشد حالا شايد نظرها كمي هم متفاوت باشد. برخي مي‌گويند 5-4 واحد. ما دو نوع نمك در بازار داريم يكي نمك‌هايي كه از راه شيميايي يد‌دار شده‌اند و ديگري نمك طعام درياچه كه به صورت طبيعي يد در تركيب آن وجود دارد.
يد طبيعي، محيط را آلوده نمي‌كند و اگر بدن نياز به آن نداشته باشد به راحتي از بدن دفع مي‌شود و كساني كه يد زيادي دارند يا نياز به يد ندارند مي‌توانند به راحتي از آن استفاده كنند. ولي نمك‌هايي كه به صورت صنعتي يددار مي‌شوند به سختي در آب حل مي‌شوند كه اين مسئله نشان دهندة ناخالصيِ شديد و يكنواخت نبودن يد درون آنهاست و اين موضوع خيلي خطرناك است و دوم اينكه مقدار يد شيميايي موجود در آن به جاي حدّاكثر PPM2/4، 3/76 و 4/36 PPM است.
كلسيم (Ca) موجود در نمك‌هاي بازار حدود 36 و 144 PPM است و كلسيم (Ca) موجود در نمك طعام در برخي موارد به طور باور نكردني حدود 879 PPM و آهن (Fe) در نمك طعام 2/1 واحد است و در نمك‌هاي تصفيه شده صفر است.
منيزيم كه يك عنصر اساسي در بدن است و كمبود آن موجب آسم، بي‌اشتهايي، برخي سردردهاي ميگرني، كندي رشد، تغييرات در نوار قلب، مشكلات ماهيچه‌اي عصبي، تشنّج، افسردگي، ضعف عضلاني، رعشه و سرگيجه مي‌شود. جالب است بدانيد كه در نمك دريا 484 واحد PPM منيزيم وجود دارد.
منگنز موجود در نمك طعام 022/1 واحد PPM است در حالي كه اين مادّه در نمك‌هاي تصفيه شده صِفر است.

منبع:http://www.ahlebayt.porsemani.ir



تاريخ : شنبه چهاردهم تیر 1393 | 15:46 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |
آیت الله مومن در یک گفتگو مطرح کرد

 

آیت الله «محمد مومن قمی» عضو مجلس خبرگان رهبری در یک گفتگو به بیان ناگفته هایی درباره شایعه مخالفتش با مرجعیت رهبر انقلاب در جلسه معروف خبرگان رهبری در خرداد سال 68 پرداخته است.

مجله مهر: پاسخ قاطع عضو مجلس خبرگان رهبری به شبهه در اجتهاد رهبر انقلاب. آیت الله حاج شیخ محمد مومن قمی، در گفتگویی که در تازه ترین شماره ماهنامه «پاسدار اسلام» منتشر شده است به بررسی مقام فقهی ، اصولی و رجالی رهبر انقلاب پرداخته و ناگفته هایی از جلسه انتخاب رهبری در خرداد 1368 و شایعات درباره مخالفتش با جلسه معروف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  مطرح کرده است. گزیده این گفتگوی بلند را بخوانید:

 

تحصیلات حوزوی رهبر انقلاب

حضرت مستطاب آیت‌الله جناب آقای خامنه‌ای «حفظه‌الله تعالی» بخشی از تحصیلشان در غیر از شهر مقدس وحوزه مبارکه قم بوده است. در دورانی که به قم تشریف آوردند، مدتی در درس مرحوم آیت الله بروجردی و مدتی هم در درس حضرت امام شرکت کردند. علاوه بر این آن طور که خودشان می فرمودند، در درس خارج فقه مرحوم آیت‌الله حاج آقا مرتضی حائری هم شرکت می‌کردند.خوب است که دراینجا عرض کنم که مرحوم آقای حاج آقا مرتضی، فقیه وارسته، بسیار متدین و از نظر علمی بسیار قوی بود، اما درس گسترده‌ای که همه کس در آن شرکت کند نداشت، لکن همه فضلای آن روز حوزه می دانستند که آدم فاضل و عمیقی بود. جناب آقای خامنه‌ای در درس فقهی ایشان ـ که فکر می‌کنم در بحث طهارت بود ـ شرکت می‌کردند.

 

سابقه مباحث فقهی

یکی دو سال مانده به پیروزی انقلاب، مرحوم آیت‌الله دکتر بهشتی جمعی مرکب از علمای مبارز، متدین و متعهد شهرهای بزرگ ایران از جمله قم، تهران و مشهد را که درجریانات مربوط به انقلاب فعال بودند تشکیل دادند. در این جمع از قم، چند نفری از جامعه مدرسین هم بودند. چهره‌هایی از قبیل.....



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 | 15:35 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان از اعضای اصلی بیت امام خمینی (ره) که به انجام امور محوله از سوی امام (ره) مشغول شد و مدیریت امور مالی و وجوه شرعی و مسئولیت امور ارزی مربوط به امام(ره) را به عهده داشت. وی همچنین مسئولیت بخشی از گزارش‌ها و نامه‌های مربوط به امام (ره) را تا لحظات آخر زندگی با برکت ایشان بر عهده داشتند.

حجت‌الاسلام رحیمیان بعد از رحلت حضرت امام (ره) همواره در کنار مقام معظم رهبری بود و تا سال 1371 به عنوان قائم مقام بنیاد شهید انقلاب اسلامی نقش ایفا می‌کرد تا اینکه در مرداد ماه همان سال از سوی مقام معظم رهبری به عنوان نماینده ولی فقیه و از سوی رئیس جمهور وقت به عنوان رئیس بنیاد شهید منصوب شد. از سال 83 نیز پس از ادغام نهادهای ایثارگری و تشکیل بنیاد شهید و امور ایثارگران با حکم مجدد مقام معظم رهبری به عنوان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید منصوب شد. وی شهریورماه 92 با حکم مقام معظم رهبری به تولیت مسجد مقدس جمکران منصوب شد.

با توجه به ارتباط نزدیک حجت‌الاسلام رحیمیان با امام (ره) و رهبر معظم انقلاب، به دفتر وی در مسجد مقدس جمکران رفتیم تا با وی در مورد سیره عملی و شخصیتی امام خامنه‌ای به گفت‌وگو بپردازیم.

متن زیر مشروح گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با حجت‌الاسلام والمسلمین رحیمیان است:

تسنیم: بسم الله الرحمن الرحیم. از اینکه فرصتی را به ما دادید تا بتوانیم از اظهارات و نظرات شما استفاده کنیم کمال تشکر را داریم. آقای رحیمیان با توجه به اینکه شما در بیت امام (ره) بودید و ارتباط نزدیکی با امام (ره) و مرحوم حاج احمدآقا داشتید جمله صریحی از امام را در مورد علم و یا ویژگی‌های مقام معظم رهبری از امام (ره) شنیده‌اید؟ یا اینکه حضرت امام بخواهند در مورد جانشینی خود توصیه‌ای داشته باشند؟

رحیمیان: بسم الله الرحمن الرحیم. هدف حضرت امام در درجه اول جا انداختن نظام با شاخص‌هایش، بدون وارد شدن به مصادیق آن بود. اگر قرار بود امام صریحا برای خودشان جانشین تعیین کنند، به یک سنتی تبدیل می‌شد که برای امام خیلی مطلوب نبود و احیانا در دنیا هم مطلوبیت لازم را نداشت.

امام، بلاتشبیه مثل قرآن که شاخص‌ها را تبیین می‌کند و در حقیقت سعی می‌کند مردم، جامعه و ساختار نظام اسلامی  به رشدی برسند، تلاش کردند تا به فرایند جانشینی بر اساس معیارها و شاخص‌ها دست پیدا کنیم؛ نه مانند حکومت‌های سلطنتی و دیکتاتوری که در زمان حیاتشان سعی می‌کنند آنچه را که اعتقاد دارند چه به حق و چه نابحق بر مردم تحمیل کنند.
امام درواقع سعی می‌کند سطح درک و تفکر جامعه، از مسئولین و نخبگان تا مردم را تا آنجا که وظیفه را تشخیص بدهند بالا بیاورد، به گونه‌ای که می‌گوید اگر روزی خمینی هم از این راه برگردد، مردم برنمی‌گردند. این یعنی می‌خواهد سطح درک  و نگاه مردم را به جایی برساند که شخص‌گرایی که شاخص‌ها را فراموش کنند، نباشند.

    زهرا مصطفوی، دختر امام (ره)، بعد از عزل آقای منتظری برای آینده رهبری احساس نگرانی می‌کند و به امام می‌گوید که شما الان کسی را ندارید، امام بلافاصله و قاطعانه می‌فرمایند داریم، همین آقای خامنه‌ای

بر این اساس امام طبعاً بنایش نبود که به روشنی و با صراحت در این زمینه سخنی بگوید و به صورتی بر جامعه  تکلیف کند اما در عین حال قطعا شنیده‌اید و مطلبی است که برای همه روشن شده است که........

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد 1393 | 16:3 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

حضرت صادق (علیه السلام) از رسول خدا روايت ميكند:

«الطاعم الشاكر له من الاجر كاجر الصائم المحتسب، والمعافى الشاكر له من الاجر كاجر المبتلى الصابر، والمعطى الشاكر له من الاجر كاجر المحروم القانع:»

خورنده ی شكرگزار، اجر و پاداش روزه دارى را دارد كه در پى رضاى خداست، و تندرست شاكر ،مزد گرفتار و دردمند صبرکننده را دارد، و عطاكننده ی شكرگزار پاداش محروم قانع را دارد.

الحمدلله رب العالمین



تاريخ : شنبه ششم اردیبهشت 1393 | 19:51 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، علی اکبری کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی خواستار موضع قاطع وزارت خارجه در برابر اقدام اخیر آمریکا درباره عدم صدور ویزا برای حمید ابوطالبی شد.

- علی اکبری 
جناب آقای ظریف در مهرماه 1392 در مصاحبه با شبکه آمریکایی abc گفته بود: «ما آماده انعطاف نشان دادن هستیم اما اینها [رفتار آمریکا در قبال ایران ]را فراموش نمی‌کنیم. ممکن است همانطور که رئیس‌جمهور ماندلا گفت ما آماده بخشیدن باشیم اما آماده فراموش کردن نیستیم.» البته همان زمان، این سخن وزیر امور خارجه، با اعتراض برخی محافل در داخل کشور مواجه شد لیکن از سوی آقای ظریف پاسخ مناسبی به این اعتراض، داده نشد و ایشان همچنان بر نظر خود، اصرار دارند.

اکنون در دولت یازدهم و پس از  سیاست و دیپلماسی لبخند و  به کاربردن تعابیر محترمانه و اغراق آمیز در مورد  مسئولین و مردم آمریکا توسط مسئولین دولت یازدهم، تعابیری چون مؤدب و باهوش دانستن رئیس‌جمهور آمریکا توسط جناب آقای روحانی، سخاوتمند دانستن مردم آمریکا از جانب دکتر ظریف و... تنها چیزی که از طرف مقابل مشاهده می‌شود گستاخی و بی ادبی بیشتر است. تعابیری چون وجود ژن فریبکاری در D.N.A ایرانیان، سخن گفتن از روی میز بودن همه گزینه ها و...تنها بخشی از این گستاخی های دشمن است . اما نکته ای که شاید و البته شاید، باعث بیدار شدن برخی آقایان شود، رفتار دولت آمریکا در قبال معرفی نماینده رسمی ایران در سازمان ملل است.

ایران  اقدام به معرفی جناب آقای حمید ابوطالبی به عنوان سفیر در سازمان ملل نمود. فرآیندی که بر اساس موازین بین الملل، آمریکا مجبور بود به آن احترام گذاشته و  نسبت به صدور روادید برای ایشان اقدام نماید.پس از انتشار اخبار رسمی و غیر رسمی در خصوص علت عدم صدور روادید برای ایشان، علت اصلی این اقدام خلاف دولت آمریکا مشخص شده است.

آنها  ادعا می‌کنند ابوطالبی یکی از دانشجویان پیرو خط امامی است که در واقعه اشغال سفارت آمریکا در ایران دست داشته  و بنابراین یک تروریست است و اجازه دادن به حضور یک تروریست در خاک آمریکا، بر خلاف امنیت ملی این کشور است و بر همین اساس و به منظور قانونی جلوه دادن عدم صدور روادید برای ایشان، سنای آمریکا  مصوب کرد که دولت این کشور اجازه صدور ویزا برای تروریست‌های شناخته شده  را ندارد.

ادعای  آمریکایی‌ها بر تروریست بودن  ابوطالبی به علت حضور او در  اشغال سفارت آمریکا، حادثه‌ای که امام امت  از آن به عنوان انقلاب دوم  و بزرگتر از پیروزی  انقلاب اسلامی در بهمن 57  یاد کرده و  ملت ایران هر ساله آن را گرامی داشته و در روز مبارزه با استکبار در مقابل لانه جاسوسی، فریاد مرگ بر آمریکا سر می دهند؛ حادثه ای که ابهت آمریکا را شکست و سیلی جانانه ای بر صورت شیطان  بزرگ زمان زد ،بیانگر این واقعیت است که بر خلاف رفتار و منش برخی آقایان در داخل کشور و در راس سیاست خارجی کشورمان، آمریکایی‌ها، گذشته را نه فراموش می‌کنند و نه آنهایی که دشمن خود می‌دانند ، می‌بخشند! دشمنی آنها با خط امام، همیشگی است.

باید منتظر ماند و واکنش دستگاه سیاست خارجی کشورمان به این اقدام گستاخانه آمریکا را مشاهده کرد و دید آیا  همچنان باید خود را به فراموشی زده و آماده بخشش باشیم؟

آیا ایران بر اساس نظر آمریکایی‌ها که اعلام کرده‌اند: «تصمیم ایران برای انتخاب حمید ابوطالبی به عنوان سفیر این کشور در سازمان ملل قابل اجرا نیست» فرد دیگری را به عنوان سفیر خود در سازمان ملل معرفی خواهد کرد و یا این که بر موضع خود پافشاری خواهند کرد؟

البته سناریوی دیگری هم محتمل است مبنی بر این که برخی آقایان اظهار دارند که ابوطالبی از دانشجویان اشغال کننده سفارت نبوده و نقشی در این ماجرا نداشته و تنها یک مترجم بوده که با نیت انسان دوستی و کمک به حل و فصل این ماجرا، وارد صحنه  شده است و بنابراین نباید با وی، مشابه اشغال کنندگان سفارت! برخورد کرد. سناریویی که برخی مصاحبه ها و تحلیل ها، بر صحت آن می افزایند.

صحت این مساله و پذیرش ابوطالبی توسط آمریکا با رزومه مترجم و یک انسان مخالف اشغال سفارت، در واقع می تواند این پیام را به مخاطب القا نماید که مسئولین دولتی ایران نیز اشغال سفارت را تایید نکرده و آن را حرکتی خلاف اصول بین الملل می دانند (که البته نگارنده امیدوار است این سناریو صحت نداشته باشد)

سناریوی دولت هرچه باشد، ملت ایران به دانشجویان و  جوانانی که در 13 آبان سال 58، لانه جاسوسی دشمن را تصرف کرده و آن حماسه بزرگ را آفریدند، به چشم قهرمانان ملی می نگرد؛ حتی اگر دشمنان به آنها القابی که شایسته خودشان است بدهند. دولت امریکا و سیاستمداران این کشور حقیرتر از آن هستند  که بخواهند ملاک و مبنای تشخیص تروریست یا آزادی خواه بودن دیگران باشند چرا که  امروز رژیم امریکا بزرگترین و جنایتکارترین دولت تروریست و مدافع تروریست در جهان است.



تاريخ : شنبه بیست و سوم فروردین 1393 | 11:7 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |


عظمت شخصیت امام(ره) و عمق و گستردگی آن حتی برای نزدیک ترین افراد و برجسته ترین شاگردان ایشان قابل دسترسی و شناخت دقیقه نبود و کسی را هم یارای چنین ادعایی نیست، با این همه هر کس متناسب با درک و ظرفیت خویش و از بعد ظاهری و اثباتی،‌ قطره ای از دریای حکمت و فرزانگی امام(ره) را چشیده است و با جمع آوری این قطره‌هاست که جویبارهایی از آن دریای فضیلت برای تشنه کامان تاریخ و نسل‌های آینده، جاری می‌شود.
 
"محمد حسین رحیمیان" نویسنده کتاب "یادها و یادداشت‌هایی از زندگی امام خمینی قدس سره" می‌نویسد: این بنده ناچیز بیش از نیمی از عمرم را به سان خاری،‌ در کنار گل بی خار وجودش سر کردم، ولی به دلیل قابلیت، کمتر از طراوت و زیبایی ملکوتیش بهره مند شدم و بی گمان آنچه از او نصیبم شد، قطره ای بود از دریا و در عین حال آنچه از درک احساسم با قلم شکسته در قالب الفاظ ناقص می‌آید باز هم قطره ای است از دریا!
 
آنچه در زیر می‌آید هرگز نمی‌تواند معرف شخصیت والای حضرت امام(ره) باشد، بلکه فقط گوشه‌ای است از داستان آشنایی "محمد حسن رحیمیان" و خاطراتی چند از آنچه مستقیما شاهد و مرتبط با آن بوده است و البته در چند موردی که نقل صدها خاطره ای  است که از دیگران شنیده است.

 


من نمی‌توانم!

در پاییز سال 1364 پوست ساق پای حضرت امام(ره) دچار خشکی و خارش شده بود یکی از پزشکان پوست، به نام دکتر نجفیان به خدمت رسید ...................



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 | 8:42 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |
حسین شریعتمداری روزنامه کیهان

به گزارش گروه "رسانه‌های دیگر" خبرگزاری تسنیم، 1- قطعنامه‌ای که روز پنج‌شنبه هفته گذشته با عنوان راهبرد اتحادیه‌اروپا درباره ایران به تصویب پارلمان این اتحادیه رسید به اندازه‌ای خیال‌پردازانه است که تصویب آن از سوی کشورهای اروپایی، آنهم در حالی که ضعیف‌ترین دوران حیات خود را تجربه می‌کنند، فقط با واژه‌هایی نظیر «خنده‌دار» و «احمقانه» قابل تفسیر است. در این به اصطلاح قطعنامه، آرزوهای بر باد رفته آمریکا و متحدانش که طی 35 سال گذشته بارها زیرپای مردم این مرز و بوم لگدمال شده است، در هفت صفحه تهیه و تدوین و اجرای آن از ایران اسلامی خواسته شده است!... ایران باید توافقنامه ژنو را بی‌کم و کاست اجرا کند!... عوامل زندانی فتنه 88 را آزاد کند!... به حصر سران فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 پایان بدهد!... ممنوعیت همجنس‌بازی را لغو کند و به همجنس‌بازان اجازه رابطه جنسی آزادانه بدهد!............



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393 | 14:58 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

ضمن تسلیت ایام فاطمیه و شهادت جانسوز و مظلومانه حضرت زهرا سلام الله علیها

شبکه وهابی کلمه در ایام شهادت حضرت زهرا با پخش کلیپها وبرنامه هایی، سعی در تحریف حقایق تاریخی شهادت حضرت زهرا (س) داشته که "افسانه شهادت" یکی از این سری مجموعه هاست؛ در این مستند، مخاطب با پرسشهایی مواجه می شود که کاملا ابتدایی بوده و با اندک مطالعه ای در تاریخ صحت و سقم آنها روشن و نمایان می شود.

نکته اولی که مطرح می شود در مورد علت مخفی بودن قبر ایشان می باشد و برای توجیه این موضوع تاریخی، سعی دارد، شأن و جایگاه حضرت زهرا(س) را هم رتبه با جایگاه و مرتبه سایر فرزندان ایشان بداند؛ به عبارت دیگر همان طور که سایر فرزندان رسول الله، قبرشان معین نیست؛ پس حضرت زهرا هم از همین سنخ است و هیچ تفاوتی با سایر فرزندان پیامبر ندارد(!)

باید گفت که این سخن یا از روی بی سوادی است و یا از روی عناد، که عناد و دشمنی با اهل بیت در اینجا بیشتر نمایان است چرا که به اذعان روایات شیعه و سنی ، حضرت زهرا(س) از چنان مرتبع ای برخوردار بوده که هیچ یک از افراد بشری از این خصوصیات بهره ای نبرده اند؛ عباراتی که در مورد ایشان به کار رفته است در مورد هیچ کسی مطرح نشده است و همین  روایات، گویای جایگاه و رتبه تکوینی ایشان از ابتدای خلقت بوده است.

در ادامه فرافکنی های این شبکه سلفی آمده است که اگر تشییع ایشان در شب و به صورت مخفیانه بوده است پس چرا ایشان وصیت نموده است که در تابوتی بگذارند که کاملا پوشیده باشد؟!

البته این سوال حاکی از بی اطلاعی این افراد از تاریخ است چرا که هر چند تدفین آن حضرت در شب بوده است ولی از نامحرمان همچون برخی صحابه و یاران امیرالمومنین نیزدر این مراسم حضور داشتند همچون سلمان فارسی و غیره؛ بنابراین زهرایی که خود را از مرد نابینا می پوشاند، شایسته است که چنین وصیتی هم بکند و حقیقتا خوب در یافته اند که مقصود آن حضرت از این وصیت معنا دار، رسوایی دشمنان اهل بیت بوده است و شهادت ایشان بعد از اندک زمانی از وفات حضرت رسول آن هم به دست معاندان اهل بیت، سندی اصیل بر حقانیت شیعه می باشد.

نکته مضحک و کاملا سخیفی که مطرح می شود این است که اگر ایشان به دنبال رسوایی دشمنان شیعه بوده است پس چرا این کار صورت نگرفت و چند صد سال است که اهل سنت بر عربستان حکومت می کنند(!)  باید گفت که ماندگاری ایثار حضرت زهرا در طول تاریخ، زنده کننده وجدان های خفته و غافل در طول تلریخ بوده است؛ هر چند که به ظاهر این قدرت در دست شیعه نباشد ولی شهادت ایشان به دست معاندان، سندی بر حقانیت این مکتب است.

علاوه بر این مطالب ادله فروانی از خود کتب اهل سنت، مبنی بر شهادت حضرت زهرا(س) وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم.

اولاً) «ابن تیمیه» رهبر وهابی‎ها ـ یا بهتر است بگوییم خدا و پیغمبر وهابی‎ها(!) ـ درکتاب "منهاج السنة" جلد 4  ص 220 نوشته است که: "کبس بیت فاطمه(س)" یعنی: «عوامل خلیفه وقت به زور وارد خانه فاطمه(س) شدند»

ثانیاً) «جوینی» استاد «ذهبی»، در کتاب "فرائد السمطین" آورده است که پیامبر(ص) فرموده اند: بعد از من می‎بینم که دخترم "مغمومة مغصوبة مقتولة" خواهد شد.

ثالثاً) «مرحوم کلینی» از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: مادرمان فاطمه زهرا(س) شهیده است.

رابعاً) «شهرستانی» در جلد اول کتاب "الملل والنحل" ص 67 از «نظّام» نقل می کند که خلیفه دوم با لگد به شکم حضرت زهرا(س) زد و جنین او را سقط کرد.

خامساً) موضوع بالا را «ابن حجر» در "میزان الاعتدال" و "لسان المیزان" نیز نوشته است.

آیا این ادله از کتب خودتان کافی نیست.

شبهه دیگری مطرح می کنند مبنی بر اینکه: اگر حضرت علی(ع) در خانه حاضر بود چرا حضرت زهرا(س) در منزل را باز کرد تا آن حادثه اتفاق افتد در حالی که باز کردن در توسط زن در صورت حاضر بودن مرد در منزل، خلاف غیرت مردان خصوصا مردان عرب است. در پاسخ به این شبهه باید گفت:

اولاً) «ابن عساکر» در جلد 42 کتاب "تاریخ دمشق" ص 470 آورده است که: پیامبر(ص) در خانه نشسته بود که در زدند و ایشان به ام سلمه گفتند: «یا ام السلمه قومی فافتحی له» یعنی: «ای ام سلمه! برخیز و در را باز کن»

ثانیاً) در جلد 44 همین کتاب صفحه 35 آمده است که: عمر بن خطاب آمد و دق الباب کرد، پیغمبر خانه بود ولی به حضرت خدیجه(س) فرمود: «افتحی یا خدیجة» یعنی: «ای خدیجه در را باز کن»

ثالثاً) در جلد اول کتاب "احتجاج طبرسی" ص 292 آمده است که: روزی پیامبر(ص) در خانه نشسته بودند که امیرالمؤمنین علی(ع) در زدند و پیامبر(ص) به عایشه فرمود که: «افتحی له الباب» یعنی: «در را برای او (علی) باز کن». حال آیا علمای وهابی غیرتمندتر از پیامبرند؟!

رابعاً) طبق آنچه ابن تیمیه در کتاب "منهاج السنة" نوشته است، کسی در منزل را باز نکرد؛ بلکه مهاجمان به زور وارد خانه حضرت(س) شدند.

خامساً) قرآن کریم در آیه 27 سوره نور می‎فرماید: "یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا" یعنی بدون اجازه به خانه کسی وارد نشوید". و در جای دیگر می‎فرماید: "یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبی الا ان یؤذن لکم". از سوی دیگر «سیوطی» در جلد 5 کتاب "الدر المنثور" ص 50 نوشته است که: "خانه زهرا خانه نبوت است". بنابراین حضرت زهرا(ع) و مولا علی(ع) بر این باور بودند که مهاجمان حریم خانه نبوت و لااقل حرمت خانه مؤمنان را حفظ می‎کنند نه اینکه بی توجه به دستور خدا و رسول، در خانه اهل‎بیت پیامبر را آتش زده و به زور وارد خانه می‎شوند.

شبهه دیگری مطرح می کنند که: اصلاً خانه‎های آن زمان مدینه در نداشتند و فقط یک پرده یا حصیر در منزل بود! آنها این شبهه را طرح کردند تا جریان پشت در ماندن حضرت زهرا(س) تکذیب شود.

اولاً) قرآن کریم در سوره نور می‎فرماید: «ولا عَلَی أَنفُسِکُمْ أَن تَأْکُلُوا مِن بُیُوتِکُم أَو بُیُوتِ آبَائِکُم أَو بُیُوتِ أُمَّهَاتِکُم أَو بُیُوتِ إِخوَانِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخَوَاتِکُم أَو بُیُوتِ أَعمامِکُم أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخوالِکُم أَوْ بُیُوتِ خَالاتِکُمْ أَوْمَا مَلَکتُم مَّفَاتِحَهُ أَو صَدِیقِکُم لَیسَ عَلَیْکُم جُنَاحٌ أَن تَأْکُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا» یعنی «شما در بعضی خانه ها ـ مانند خانه عمو، دایی، عمه، خاله و همچنین کسانی که مفتاح و کلید منزل خود را به شما می‎دهند ـ می توانید بدون اجازه غذا بخورید». حال اگر خانه، در و قفل نداشته باشد کلید معنا دارد؟ آیا روی حصیر و پرده کلید می‎زدند؟ یا اینکه نعوذ بالله قرآن در این موضوع اشتباه کرده است؟! باید گفت که طراحان این شبهات متاسفانه با قرآن هم آشنا نیستند.

ثانیاً) در کتاب "صحیح مسلم" ـ که معتبرترین کتاب اهل سنت پس از قرآن است ـ در جلد 6 صفحه 105 حدیث 5136 آمده است که پیغمبر اکرم(ص) دستور داده بودند که: «شب‎ها درها را ببندید». آیا حصیر و پرده را می‎بندند؟! آیا به پرده می گویند در؟!

ثالثاً) «بخاری» در جلد اول کتاب "الادب المفرد" صفحه 272 نوشته است که: «روای می گوید سوال کردم که: درِ خانه عایشه دو لنگه بوده یا یک لنگه؟ و از چه جنسی بود؟ پاسخ می‎گیرد که: یک لنگه و از جنس چوب درخت ساج بوده است». حال چطور خانه عایشه در داشته آن هم از نوع درخت ساج؛ ولی خانه حضرت زهرا(س) که دختر پیغمبر و با آن همه اوصاف بوده در نداشته است؟!

آقای حسینی قزوینی که یکی از متخصصین در این مباحث می باشند، می فرمودند: مناظره‎ای در "دبی" امارات با یکی از شیوخ بزرگ وهابی داشتم. صحیح بخاری را به وی نشان دادم و پرسیدم این روایت را قبول دارید که پیامبر(ص) فرموده فاطمه(س) پاره تن من است و هرکس او را بیازارد مرا آزرده؟ پاسخ داد قبول دارم. گفتم این را نیز قبول داری که فاطمه(س) از شیخین غضبناک شد؟ گفت: نه این دروغ است و شیعه ها آن را درست کرده اند. کتاب صحیح بخاری را باز کردم و این حدیث را به او نشان دادم. نوشته پشت جلد کتاب را نگاه کرد و گفت: این کتاب در بیروت چاپ شده و من آن را قبول ندارم، کتابی بیاور که در عربستان سعودی چاپ شده باشد! گفتم: چاپخانه این کتاب، شیعی نیست. ضمنا در لبنان اکثراً غیرشیعه هستند و اگر روایتی در کتابشان حتی جابجا شود، چاپخانه را به آتش می‎کشند چه برسد به اینکه روایتی به دروغ چاپ شود!

سپس روایاتی از کتب «شهرستانی» و «ابن قتیبه دینوری» مبنی بر شهادت حضرت زهرا(س) به او نشان دادم. پس از اینکه این روایات را از کتاب خودشان برایش خواندم سرش را پایین انداخت و گفت: من فردا شب جواب را برایت می‎آورم.

شب بعد هرچه منتظر ماندم نیامد. به منزل میزبانش تماس گرفتم که: چرا شیخ برای ادامه مناظره نیامد؟ میزبانش گفت: شیخ وهابی نامه‎ای بلند بالا به یکی از علمای بزرگ عربستان سعودی نوشت و گفت: «در مناظره‎ای در مورد حضرت زهرا(س) به بن بست خوردم و تمامی مستندات ظاهراً صحیح است، لطفاً جواب دندان شکنی برایم بفرستید».

جالب اینکه بعد از یک هفته از عربستان برای او جواب آمد که: «این روایات درست است و در کتب ما آماده است، ولی شما اصلاً در این موضوعات با علمای شیعه بحث نکنید!!».

آن شیخ وهابی، پس از دریافت جواب نامه خود، رفت و تاکنون برای ادامه مناظره برنگشته است!

و اما قضاوت را به خود شما عزیزان واگذار می کنیم.

برگرفته از سایت: http://www.shafaf.ir و http://www.valiasr-aj.com



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 | 12:25 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

بهتر ‌‌‌از كیمیا

نخودكی

از حضرت آیة الله آقا موسی شبیری زنجانی نقل شده است كه:

در سفری كه حضرت امام و پدرم برای زیارت به مشهد مقدّس رفته بودند امام خمینی(ره) در صحن حرم امام رضا علیه السلام با سالك الی الله حاج حسنعلی نخودكی مواجه می‌شوند. امام امت(ره) كه در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می‌شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم. حاج حسنعلی نخودكی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم شما در بقعه حرّ عاملی(ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه كار دارید؟

امام(ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا(علیه السلام) كرد و گفت: تو را به این امام رضا (علیه السلام) اگر (علم) كیمیا داری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودكی كه رضوان خدا بر او باد انكار به داشتن علم(كیمیا) نكرد بلكه به امام(ره) فرمودند:

اگر ما «كیمیا» به شما بدهیم و شما تمام كوه و در و دشت را طلا كردید آیا قول می‌دهید كه به جا استفاده كنید و آن را حفظ كنید و در هر جائی به كار نبرید؟

امام خمینی(ره) كه از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید. سر به زیر انداختند و با تفكری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودكی كه این را از امام(ره) شنید رو به ایشان كرد و فرمود:

حالا كه نمی‌توانید «كیمیا» را حفظ كنید من بهتر از كیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این كه:

بعد از نمازهای واجب یك بار آیة الكرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را می‌گویی .

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی .

و بعد سه بار آیه مباركه؛ 

«وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یجْعَل لَّهُ مخْرَجاً . وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یحْتَسِب وَ مَن یَتَوَكلْ عَلى اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ إِنَّ اللهَ باَلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكلِّ شىْءٍ قَدْراً»؛‌(طلاق/2و 3) (هر كس تقواى الهى پیشه كند خداوند راه نجاتى براى او فراهم می‌كند. و او را از جائى كه گمان ندارد روزى مى‌دهد، و هر كس بر خداوند توكل كند كفایت امرش را مى‌كند، خداوند فرمان خود را به انجام مى‌رساند، و خدا براى هر چیزى اندازه‌اى قرار داده است.) را می‌خوانی این از كیمیا برایت بهتر است.

 

منبع:

مجله بشارت، ش 58، صادق زینی لشكاجانی .



تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 22:55 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |
سایت پارسینه مطلبی را با عنوان فوق درج کرده بود که مناسب دیدم جهت استفاده ی شما عزیزان،تقدیمتان نمایم:
گذشت به معناي فراموش کردن مسئله نيست، بلکه گذشت به معناي رها کردن خود از خشم است. گذشت نشانه کنترل شما بر احساساتتان است نه نشانه ضعف.
  خشم، هيجاني طبيعي است که همه ما آن را در زندگي تجربه مي کنيم، اما زماني که به دفعات اتفاق بيفتد و نحوه ابراز آن مناسب نباشد مي تواند به يک حس مخرب و ويرانگر تبديل شود و پيامدهاي ناگواري را براي فرد و اطرافيان رقم زند.

 خشم اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي کند. خشم مي تواند يک رنجش و ناراحتي جزئي باشد و يا در نوع حاد، واکنشي جنون آميز باشد. واکنش افراد مختلف در مقابل احساس خشم متفاوت است. برخي ازافراد خشم خود را فرو مي خورند و نمي خواهند کسي متوجه شود آن ها تا چه حد عصباني و ناراحت هستند. آن ها به شدت رفتار خود را کنترل مي کنند و هيچ نشاني از عصبانيت را بروز نمي دهند.

برخي از افراد هنگام احساس خشم رفتارهاي پرخاشگرانه از خود نشان مي دهند. با صداي بلند داد مي زنند، ناسزا مي گويند، ديگران را کتک مي زنند، آن ها را مسخره مي کنند، به صحبت ديگران گوش نمي دهد و حقوق ديگران را ناديده مي گيرند. برخي ديگر در زمان احساس خشم آرام ولي محکم صحبت مي کنند، صحبت ديگران را قطع نمي کنند، بدون اين که به حقوق ديگران تجاوز کنند، احساسات خود را شفاف و محترمانه بيان مي کنند. به اين رفتارها رفتارهاي "جرات مندانه" مي گويند.

فرد با کمک رفتار جرات مندانه مي تواند بدون پرخاشگري و "خودخوري" به ديگران نشان دهد که عصباني و ناراحت شده است. با توجه به تاثيرات مخرب رفتارهاي پرخاشگرانه در خانواده و به خصوص رابطه زوجين در ادامه راهکارهايي براي مديريت خشم ارائه مي شود:

1. آيا واقعا اهميت دارد?
قبل از اين که جر و بحثي را باهمسرتان شروع کنيد، با خود فکر کنيد آيا موضوع واقعا ارزشش را دارد که شما را عصباني کند؟ يا مي توانيد به سادگي از آن بگذريد؟ و يا طور ديگري رفتار کنيد.

2. به نشانه هاي بروز خشم دقت کنيد.
در هنگام خشم ابتدا نشانه هاي آغازين و هشدار دهنده خشم بروز مي کند. با شناخت اين نشانه ها و کنترل آن ها مي توان از شدت يافتن خشم جلوگيري کرد. تغييرات بدني همچون افزايش ضربان قلب، افزايش فشارخون، منقبض شدن عضلات، تغيير تنفس، مشت شدن دست ها و به هم فشردن دندان ها از نشانه هاي فيزيولو‍ژيک خشم است.

3. احساس منفي خود را بيان کنيد.
گاهي اوقات زوجين هنگام اختلاف و بروز مشکل به جاي بيان ناراحتي و خشم خود، آن احساس را به نمايش مي گذارند مثلا اخم مي کنند، حرف نمي زنند، داد و فرياد مي کنند و... نکته مهم اين است که اگر ناراحتي خود را به زبان نياوريد همسرتان متوجه نمي شود که شما چه احساسي داريد. به جاي خشم و پرخاشگري، با استفاده از کلمات مناسب احساس خود را بيان کنيد. مثلا بيان کنيد "زماني که به قولت عمل نمي کني، ناراحت مي شوم". با بيان احساسات خود، زمينه مناسبي را براي حل مشکلي که چنين احساساتي را به وجود آورده است، فراهم مي کنيد.

4. مراقب کلام خود باشيد.
تحقير، توهين، تهديد، سرزنش و پرخاشگري نکنيد. دقت کنيد اگر صدايتان بلندتر شده، به تندي و يا با پرخاشگري صحبت مي کنيد کمي مکث کنيد تا آرام شويد.

5. موقعيت را ترک کنيد.
زماني که فکر مي کنيد در صورت ادامه بحث ديگر نمي توانيد خشم خود را کنترل کنيد ادامه صحبت تان را به زمان ديگري موکول کنيد، با اين کار به خود و همسرتان فرصت مي دهيد تا از عصبانيت و خشم فاصله بگيريد و رفتار مناسب تري داشته باشيد. براي اين منظور مي توانيد بگوييد:" الان شرايط روحي مناسبي نداريم، ممکن است حرف هايي بزنيم که هر دو بعدا پشيمان شويم اجازه بده در شرايط بهتري با يکديگر صحبت کنيم" و يا اين که:"من الان عصبانيم، بعد درباره اين موضوع صحبت خواهيم کرد".

6. خود را آرام کنيد.
روش هايي مانند تنفس عميق، شست و شوي دست و صورت، نوشيدن آب و پياده روي در کاهش خشم و عصبانيت موثر است. ريلکسيشن(آرام سازي) نيز يکي از روش هاي موثر براي کاهش خشم و اضطراب است. ريلکسيشن به معناي آرام کردن عضلات منقبض بدن است. وقتي فرد خشمگين مي شود، بدن حالت انقباض پيدا مي کند، اما وقتي بدن در حالت ريلکس قرار مي گيرد، ديگر تنش و انقباضي در بدن وجود ندارد و ذهن فرد نيز آرام مي شود. براي يادگيري دقيق آرام سازي مي توانيد از کتاب ها و سي دي هاي آموزشي استفاده کنيد.

7. مسائل و مشکلات خود راحل کنيد.
گاهي زوجين به اين دليل دچار خشم و عصبانيت مي شوند که به دنبال حل مسئله نيستند براي خروج از بن بست عصبانيت، به حل مشکلاتي که موجب خشم و عصبانيت مي شود، بينديشيد. بدين منظور نخست مشکل را به طور دقيق تعريف کنيد، سپس راه حل هايي براي آن انتخاب کنيد، آن گاه نکات مثبت و منفي هر راه حل را بررسي کنيد و در پايان بهترين راه حل را انتخاب کنيد.

8. گذشت کنيد.
گذشت به معناي فراموش کردن مسئله نيست، بلکه گذشت به معناي رها کردن خود از خشم است. گذشت نشانه کنترل شما بر احساساتتان است نه نشانه ضعف.

9. از عذرخواهي نترسيد.
اگر متوجه شديد رفتار شما باعث ناراحتي و عصبانيت همسرتان شده است عذرخواهي کنيد. اين امر براي ترميم رابطه و کاهش آثار زيانبار پرخاشگري ضروري است.


سارا هجري- روانشناس باليني



تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن 1392 | 8:45 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |


از نهضت قاطعانه ی روح الله

شد دست ستمگران ز ايران کوتاه

با دست تهی و اين همه پيروزی!

لا حول و لا قوة الا بالله

دهه فجربر فجر آفرینان دیروز و امروز مبارکباد



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 | 8:28 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 | 9:16 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .

صورت و سيرت امام حسن عسکری  (ع )
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه کمانی ، چشمانی  درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) ....




ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 15:5 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

 

               

به مناسبت سالروز تشکیل شوراى عالى انقلاب فرهنگى منتشر می‌شود

نگرانی‌های رهبر حکیم انقلاب در مورد فرهنگ:"رفع مظلومیت کنید"

خبرگزاری تسنیم: «غفلت از روحیه جهادى و ایثار، غفلت از تهاجم فرهنگى دشمن، غفلت از در کمین بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضاى رسانه‏اى کشور، بى‏مبالاتى نسبت به حفظ بیت‏المال؛ اینها گناهان ما است، اینها نقاط ضعف ما است».

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مقام معظم رهبری از آغاز چهره‌ای فرهنگی بودند و به اعتقاد بسیاری از همراهان ایشان بعد فرهنگی‌شان همواره بر وجه سیاسی ایشان غلبه داشته است، تا جایی که می‌توان گفت اساسا پرداختن ایشان به سیاست، رویکری فرهنگی داشته و دارد. سیاست به مثابه ابزار فرهنگی‌ای که می‌توان در مناسبات جهانی نقش موثری بازی کند و پیام الهی و انسانی اسلام را به جهانیان برساند. با این رویکرد تفکیک سیاست و فرهنگ چندان محلی از اعراب ندارد.

پیداست که در چنین نگاهی مهمترین مقوله‌ در نظام جمهوری اسلامی باید فرهنگ و  جامعیت آن باشد، نه پرداختن به سیاست صرف، اقتصاد محض و اجتماعی‌زدگی دنیای مدرن. این‌ها نکاتی است که بارها و بارها در فرمایشات رهبر انقلاب مورد تاکید قرار گرفته، هر چند که هنوز با رسیدن به جایگاه شایسته و تاثیرگذاری فرهنگی فاصله داریم. ایشان باها غفلت از تهاجم فرهنگی، فضای رسانه‌ای دشمن و جنگ نرم را جزء نقاط ضعف ما دانسته‌اند و بر لزوم توجه به آن‌ها تاکید کردند؛

به بهانه این مهم و به مناسبت سالروز تشکیل شوراى عالى انقلاب فرهنگى به فرمان حضرت امام خمینى(ره) فرازهایى از فرمایشات رهبر حکیم انقلاب در ادامه می‌آید. این نوشتار خلاصه‏اى از ارزیابى عملکرد کشور در مقابله با تهاجم فرهنگى دشمن است که ارزیابى آن، صرفا برگرفته از بیانات مقام معظم رهبرى است و هیچگونه کار گزینشى با جهت‏دهى خاصى در آن وجود ندارد، بلکه صرفاً به‏دلیل مختصرشدن، تلخیص شده است. مجموعه حاضر در دو قسمت هشدارها و مطالبه‏ها، و ارزیابى عملکرد مسؤولان تدوین شده است و امید است تا با نگاه کلان به عملکرد مبارزه با تهاجم فرهنگى، زمینه تحرک بیشتر و مقابله واقعى با تهاجم فرهنگى پس از 30 سال فراهم آید، ان‏شاءالله.

الف. هشدارها، انذارها و مطالبه‏هاى رهبرى‏

تهاجم عظیم فرهنگى، مثل سیل به راه افتاده‏

در حال حاضر، یک جبهه‏ بندى عظیم فرهنگى که با سیاست و صنعت و پول و ...

             



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 9:37 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |

 با سلام خدمت شما عزیزان

مطلب پیش رو مصاحبه ایست با مهدی محمدی ،تحلیلگر مسائل سیاسی کشور ،و بنده به عنوان مدیر وبلاگ ،تنها تشابه اسمی با ایشان دارم

پشت‌پرده ملاقات هیئت اروپایی در تهران چه بود؟

خبرگزاری تسنیم: هفته گذشته وقتی اعضای پارلمان اروپا با نسرین ستوده و جعفر پناهی در تهران ملاقات کردند همه توجهات به این سمت کشیده شد که چه‌کسی مجوز چنین ملاقاتی را داده است ؟ چرا هیئت اروپایی پیش از سفر اصرار داشته است که با ستوده و پناهی ملاقات کند.

متن یادداشت اختصاصی تسنیم با عنوان «پشت‌پرده ملاقات هیئت اروپایی در تهران چه بود؟» به‌قلم  مهدی محمدی به‌شرح ذیل است:
افزایش نمایان ارتباط اصلاح طلبان با بیرون از کشور، نشان دهنده وجود پروژه‌ای برای محیط داخلی ایران است که احتمالاً به‌سرعت به بلوغ خواهد رسید.
هفته گذشته وقتی اعضای پارلمان اروپا با نسرین ستوده و جعفر پناهی در تهران ملاقات کردند همه توجهات به این سمت کشیده شد که چه‌کسی مجوز چنین ملاقاتی را داده است و در این میان مهمترین سؤال مغفول ماند: چرا هیئت اروپایی پیش از سفر به تهران اصرار داشته است که حتماً با ستوده و پناهی ملاقات کند؟
ما نمی‌دانیم در این ملاقات چه گذشته است، در واقع لازم هم نیست بدانیم. تاریا کرونبرگ و ماریجه اسخاکه دو عضو این هیئت تقریباً بلافاصله پس از بازگشت به کشورهای‌شان در گفت وگوهایی جداگانه همه آنچه را لازم است بدانیم گفته‌اند.
مطالعه مجموعه اظهارات این دو نفر نشان می‌دهد که این ملاقات چند هدف عمده داشته است:
1 ــ آغاز روند قبح‌زدایی و حساسیت زدایی از ملاقات مستقیم عناصر اپوزیسیون در ایران با طرف خارجی. 2 ــ تحمیل این موضوع به دولت و دیگر نهادها در ایران که اگر خواهان بهبود روابط با غرب هستند جلوی این مقدار از ارتباط را نمی‌توانند بگیرند. 3 ــ ایجاد یک پشتوانه خارجی برای اپوزیسیون داخلی که اروپایی‌ها تصور می‌کنند برخورد با این افراد را در داخل ایران دشوارتر خواهد کرد. 4 ــ وادار کردن دولت به آغاز مذاکرات درباره حقوق بشر با غرب به‌موازات موضوع هسته‌ای. 5 ــ وادار کردن ایران به تعدیل برخی از رفتارهایش در حوزه‌های قضایی و امنیتی به‌عنوان شرط لازم بهبود روابط با غرب (به‌عنوان نمونه کرونبرگ به رادیو فردا گفته ایران قصد دارد اعدام‌ها را کم کند). 6 ــ حرکت به‌سمت ارگانیک کردن این ارتباطات از طریق تأسیس دفتر دائم در ایران و ارتباط با ان‌جی‌اوها علاوه بر اشخاص با هدف توانمندسازی جامعه مدنی در ایران.
تمام این موارد نشان می‌دهد که اروپا به‌نمایندگی از کل غرب درصدد آن است که از فرصت دولت روحانی برای افزایش سطح مداخلات خود در امور داخلی ایران حداکثر بهره را ببرد. به‌طور بسیار خلاصه می‌توان گفت غربی‌ها تصور می‌کنند سیاست کلان بهبود روابط با غرب برای دولت روحانی بسیار جدی و کلیدی است و بنابراین اگر این دولت ببیند که پیشبرد این سیاست مستلزم دستکاری‌هایی در محیط قضایی و امنیتی در ایران است حتماً برای آن تلاش خواهد کرد.
اگر دولت روحانی واقعاً به این جمع‌بندی رسیده باشد که باید در این حوزه‌ها هم درها را به‌روی غرب بگشاید، خطای بسیار بزرگی مرتکب شده است.
نخستین اتفاقی که از این پس باید متتظر آن بود این است که باب فشارهای جدیدی روی دولت و نظام در موضوعات حقوق بشری گشوده شود که به‌تدریج می‌تواند به‌اندازه برنامه هسته‌ای فربه شود.
اتفاق دوم این است که در روابط میان اپوزیسیون داخلی و طرف خارجی به‌تدریج پروژه‌هایی شکل بگیرد که پرداخت هزینه آن نهایتاً به‌عهده دولت خواهد بود. همین حالا جریان اصلاح‌طلب برنامه‌ای جدی برای تحمیل دستور کارهای خود به دولت و بحران سازی و حاشیه سازی برای آن و نهایتاً درگیر کردن آن با نظام دارد. اصلاح طلبان به‌روشنی می‌گویند که ارزش این دولت برای آنها به‌میزان فضایی است که برای آنها باز می‌کند و تأکید دارند که از درگیری دولت با نظام در این حوزه‌ها استقبال می‌کنند چرا که در این میان آنها هزینه‌ای نخواهند پرداخت. مسلماً باز شدن پای طرف خارجی به صحنه این موضوع را خطرناک‌تر خواهد کرد. در حالی که دولت تصور می‌کند در حال بهبود تصویر ایران در جهان خارج است، توطئه‌هایی زیر پوست این ارتباطات شکل خواهد گرفت که می‌تواند به‌یک‌باره دردسرهایی بزرگ تولید کند و دولت را با مسائلی مواجه سازد که مدیریت آنها به هیچ وجه بخشی از برنامه دولت نبوده است.
دولت روحانی یک حقیقت را همیشه باید به یاد داشته باشد: غربی‌ها تنها زمانی واقعاً به این دولت نزدیک خواهند شد که حس کنند این دولت واقعاً اپوزیسیون نظام است و دقیقاً در همین راستا برای کشورهای غربی بسیار مهم است که ببینند شیخ حسن روحانی تا چه‌حد آماده دستور گرفتن از کسانی مانند نسرین ستوده است.



تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 9:18 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |



نه دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی‌بصیرتی در ماجرای ثقیفه پاک کرد.

نهم دی ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.

نه دی، درد کوته‌بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.

نه دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.

نه دی، زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.


نه دی، در ایران بود ولی پایه‌های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.

نه دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می‌کرد.

نه دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

نه دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب بسته را به جوب بازگرداند.

نه دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین (ع)، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.

نه دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.

نه دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و... داشت.

نه دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت‌خواهی»


نه دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.

نه دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه‌ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

نه دی، عاشورا بود و ایران کربلا.

نه دی، ثمره‌ی خون شهید آیت‌ها، مطهری‌ها، بهشتی‌ها، باکری‌ها، همت‌ها و... بود.

نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ‌ساز بود.

نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه‌گران توسط امت بود.

نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد، بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

نه دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.

نه دی، نور بصیرت الهی بود در دل‌های امت.

هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می‌توانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.

*برگرفته از وبلاگ http://nohe-dey.blogfa.com/post-33.aspx



تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 14:50 | نویسنده : مهدی محمدی دارابی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.